تبلیغات
๑۩۞۩๑ زندگی زیباست ๑۩۞۩๑ ... - متن کامل دفاعیات شریعتمداری به شکایت شیرین عبادی -بخش پایانی ...
๑۩۞۩๑ زندگی زیباست ๑۩۞۩๑ ...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :من...
مطالب اخیر

ادامه از بخش اول دفاعیات حسین شریعتمداری به شکایت شیرین عبادی ...

4- در بخش دیگری از شکوائیه خانم شیرین عبادی علیه کیهان آمده است؛ «در روزنامه کیهان مورخ ۳۱/۵/۷۸ عنوان شده که صهیونیست ها برای اعطای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی تلاش گسترده ای داشتند تا آنجا که تلاش پی گیر و گسترده آنان، تردید برخی محافل غربی را نیز برانگیخته بود.» خانم عبادی در ادامه می نویسد: «این مطلب نادرست، توهین آمیز بوده و مدیر مسئول کیهان باید مستندات خود را ارائه کند و ثابت کند صهیونیست ها تلاش گسترده ای برای دادن جایزه به من داشته اند.»
درباره این بخش از شکایت خانم شیرین عبادی نظر ریاست محترم دادگاه و اعضای گرامی هیئت منصفه را به موارد زیر جلب می کنم.
الف: خانم شیرین عبادی یک حقوقدان است و ۴ حقوقدان دیگر را نیز به عنوان وکلای مدافع خود در این پرونده معرفی کرده است. بنابراین و به یقین انتظار ندارند اینجانب برای اثبات تلاش پی گیر و بی وقفه صهیونیست ها با هدف اعطای جایزه صلح نوبل به ایشان، مثلا یک سند طبقه بندی شده با مهر
به کلی سری و امضای رئیس موساد و یا آژانس بین الملل یهود را به دادگاه ارائه کنم! خانم عبادی و ۴ وکیل مدافع ایشان به خوبی می دانند که راه اثبات جرم منحصر به ارائه اسناد سری و طبقه بندی شده نیست، بلکه در بسیاری از موارد، ارائه شواهد متقن، اسناد آشکار مستحکم، اظهارات متهم و جهت گیری و مواضع کسانی که دستور ارتکاب جرم را صادر کرده اند ، در هدایت بازجویان و بازپرسان برای کشف جرم و شناسایی مجرمان نقش برجسته تر و گویاتر از اسناد طبقه بندی شده دارند. به عنوان مثال کدام جاسوس را سراغ دارید که بازداشت، محاکمه، اثبات جرم و نهایتاً، مجازات وی با استناد به اسناد طبقه بندی شده ای صورت گرفته که از سازمان اطلاعاتی مأموریت دهنده کشف و به دست آمده باشد؟!
کیهان نیز اسناد و شواهد فراوانی ارائه می دهد که در حمایت و تلاش صهیونیست ها و سایر قدرت های بیگانه برای اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی کمترین تردیدی باقی نمی گذارد ، چرا که بنابه این قول حکیمانه و رایج در میان حقوقدانان «نحن ابناء الدلیل، نمیل حیث یمیل» ما فرزندان دلیل هستیم و به آن سوی می رویم که دلایل ما را می برند.
ب: یکی از روش های شناخته شده و کارآمد برای کشف «ستون پنجم دشمن»، همخوانی در مواضع و عملکرد است. بهره گیری از این فرمول در همه جای دنیا مرسوم است چرا که فرد، گروه و یا جریان وابسته و یا برانگیخته از سوی دشمن دقیقاً به همین منظور به کار گرفته می شود.
اکنون از خانم شیرین عبادی سؤال می کنم که کدامیک از مواضع و عملکرد ایشان با اهداف رسماً اعلام شده و عملا دنبال شده آمریکا و صهیونیست ها علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم شریف این مرز و بوم همخوانی نداشته است؟!
چه کسی می تواند انکار کند که بیشترین دشمنی و کینه توزی صهیونیست ها متوجه «اسلام ناب محمدی(ص)» و ماهیت ظلم ستیز آن است؟ یعنی همان عاملی که به اعتراف صریح دشمنان، اصلی ترین عامل سقوط رژیم دیکتاتور و آمریکایی شاه، آزادی و استقلال مردم، حاکمیت آنان بر سرنوشت خود، مقابله جانانه و مثال زدنی در برابر توطئه های سی و چند ساله آمریکا و اسرائیل و سایر متحدان اروپایی آنها، نظیر تدارک چند کودتا، محاصره اقتصادی، غائله تروریست ها، جنگ تحمیلی، بمباران و موشک باران شهرها، جنگ نفت کش ها، چالش هسته ای و... بوده است. بدیهی است که تکیه بر اسلامی با این مشخصات بیشترین و شدیدترین کینه آمریکا و اسرائیل را در پی داشته باشد. آیا هیچ صاحب نظری می تواند نقش آفرینی همین اسلام ناب محمدی(ص) در بیداری جهان اسلام، برانگیختن ملت های مسلمان و توده های محروم و پا برهنه علیه دیکتاتورها و استعمارگران را مورد تردید قرار دهد. آیا الگو گرفتن انتفاضه در فلسطین، حزب الله در لبنان، موج گسترده اسلامگرایی در ترکیه، الجزایر، تونس، عراق، افغانستان، لبنان، اردن و به قول آلوین تافلر نه فقط در جهان اسلام، بلکه در تمامی دنیای دین باوران از اسلام ناب محمدی(ص) قابل تردید است؟ اولیورکوهن به حق می گوید؛ دکترین پایان تاریخ فوکویاما را فراموش کنید، در آغاز هزاره سوم شاهد قطب قدرتمند اسلام به رهبری ایران هستیم و اباابان نخست وزیر وقت اسرائیل با همه ناحق بودن حق داشت! که می گفت؛ انقلاب اسلامی ایران زلزله ای برپا کرده است که بیشتر از همه، تل آویو را می لرزاند و به سقوط می کشاند! آیا ایران امروز قدرتمندترین کشور منطقه نیست؟ و آیا این اقتدار از باورهای اسلامی مردم ریشه نمی گیرد؟ آیا صدها کانال تلویزیونی، صدها ایستگاه رادیویی و هزاران سایت اینترنتی، همه روزه میلیون ها کلمه و فیلم و گزارش علیه جمهوری اسلامی ایران با نشانه روی به اسلام ناب محمدی(ص) تولید و پخش نمی کنند؟! آیا ایران اسلامی در عرصه علم و تکنولوژی پیشتازترین کشور منطقه و در برخی از زمینه ها کشور پنجم و ششم و هشتم جهان نیست؟ آیا فتنه اخیر با همه گستردگی که داشت و تمامی دشمنان خارجی و بیرونی که به روش جنگ احزاب در صدر اسلام به دمیدن در آتش آن برخاسته بودند، قدرتمندترین کشورها را به زانو درنمی آورد و همین فتنه در ایران اسلامی به زانو درنیامد؟ کدامیک از این همه اقتدار و عظمت و مردم سالاری که دشمنان نیز ناچارا به آن اعتراف می کنند قابل انکار است؟ و آیا این همه که فهرست کردن آن نیز مثنوی هفتاد من کاغذ است تنها و تنها به برکت اسلام ناب محمدی(ص) و باورهای عمیق و دلدادگی مردم این مرز و بوم به اسلام ناب نیست؟ خدا بر درجات امام راحل ما رضوان الله تعالی علیه بیفزاید که در مواردی اینگونه خطاب به آمریکا و اسرائیل می فرمود؛ اگر می گوئید چیزی نشده پس چرا اینقدر سر و صدا و هیاهو به راه انداخته اید؟!
اکنون بار دیگر به بیانیه کمیته اهدای جایزه صلح نوبل بازمی گردم. این بیانیه در توضیح دلایلی که منجر به انتخاب خانم شیرین عبادی برای دریافت جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۳ میلادی شده است تصریح می کند که «خانم شیرین عبادی نماینده اسلام اصلاح شده است و در راستای تفسیر جدید از قوانین اسلامی بحث و جدل می کند»! و خانم شیرین عبادی نیز در سخنان خود بعد از دریافت جایزه صلح نوبل همنوا با بیانیه یاد شده تاکید می کند که «ما در ایران قوانین خوبی نداریم. بعضی از مردم فکر می کنند این قوانین برگرفته از اسلام است، اما به نظر من این قوانین ناشی از تفسیر نادرست ما از قوانین اسلامی است»!
همین خانم شیرین عبادی در مصاحبه با روزنامه آمریکایی «بالتیمور سان» می گوید که او نیز همانند سیاستمداران واشنگتن، مذهبی های افراطی خاورمیانه را محکوم می کند و معتقد است در حال حاضر اصلاح طلبان مسلمان در سراسر جهان در حال ساختن جنبشی هستند که با تفسیر و تعبیر صحیح از قرآن و فقه اسلامی در مقابل حکومت های اسلامی بایستند. مسلمانان باید اسلام واقعی را بیاموزند و متوجه شوند که کلید بهشت در دست حکومت ها و گروههای اسلامی نیست!
شیرین عبادی در گفت وگو با هفته نامه فرانسوی «لوموند» خواستار لغو قوانین جزایی اسلام و قوانین شرعی شده است.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه؛
آیا تاکید کمیته صلح نوبل در بیانیه اعطای جایزه و اظهارات خانم شیرین عبادی در تائید آن به مفهوم مقابله با اسلام ناب محمدی(ص) یعنی همان خواست بارها اعلام شده و دنبال شده آمریکایی ها و صهیونیست ها نیست؟ بدیهی است که دشمنان نیز در پی حذف نام اسلام نیستند، زیرا می دانند که نمی توانند. آنان به گواهی هزاران شاهد و سند و قرینه، قرائت تحریف شده ای از اسلام را دنبال می کنند که مخصوصا عناصر و آموزه های ظلم ستیزی، مقاومت در برابر باج خواهی و ایستادگی در مقابل زورگویی قدرت های استکباری و استعمارگر از آن حذف شده باشد. باور بفرمائید این یکی از آموزه های جنگ نرم است.
مگر چند سال قبل صهیونیست ها قرآنی با حذف آیات جهاد منتشر نکردند؟ مگر همین مدعیان اصلاحات که خانم عبادی از ضرورت فراگیر شدن اصلاحات مورد نظر آنها سخن می گوید، اصرار نداشتند که قرائت های دیگری از اسلام ارائه دهند. اینجانب همه آن قرائت ها را بررسی کرده ام و با جرأت می گویم که تمامی آنها در یک نقطه مشترک هستند و آن حذف عناصر و آموزه های ضداستکباری و ظلم ستیزانه اسلام است. یعنی دقیقا همان که خانم عبادی البته با ناشی گری سنگ آن را به سینه می زند.
آیا خانم شیرین عبادی با توجه به نمونه های مستندی که ارائه شد در این زمینه با صهیونیست ها همراه و همخوان نبوده است؟
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه، امروزه دیگر دوران تحریف قرآن و آموزه های اسلامی از طریق آیه سازی و حدیث پردازی گذشته است. دیگر مسیلمه های کذاب در مقابل سوره مبارکه فیل، به اصطلاح سوره «الفیل ماالفیل، خرطومه طویل و له ذنب قصیر!» جعل نمی کنند و مانند بهائیان چند دهه قبل آیه «یخرج من الرشت و المازندران زنجفیلا»! نمی آورند. امروزه به قول مبارک حضرت امام قدس سره، در مقابل اسلام ناب محمدی(ص)، جریان موازی «اسلام آمریکایی» را می سازند و به میدان می آورند. اسلام آمریکایی یعنی همان اسلامی که صهیونیست ها توصیه می کنند و خانم شیرین عبادی از ضرورت ترویج آن دم می زند. اسلام آمریکایی هم مانند اسلام ناب محمدی(ص)، نماز و روزه و خمس و غسل و احکام شکیات نماز دارد و فقط ظلم ستیزی و عدالت خواهی که آفت جان قدرتها است از آن حذف شده است. «سراب» است که ظاهر آب را دارد ولی تشنه را به جای سیراب کردن، در بیابان سرگردان کرده و نهایتا به مرگ می کشاند.
ریچارد هاوس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا AMERICAN CONCIL ON FOREIGN RELATION در جدیدترین طرح پیشنهادی خود به کاخ سفید برای مقابله با ایران اسلامی توصیه می کند که هرگونه حمله مستقیم به اسلام نتیجه معکوس دارد و باید از جریاناتی در ایران حمایت شود که اسلام بدون مقابله با آمریکا و اسرائیل را ترویج می کنند.
به یقین امام راحل ما رضوان الله تعالی علیه این روزها را می دیدند. آن بزرگوار مخصوصا در آخرین سالهایی که در قید حیات بودند- البته بنده ترجیح می دهم که بگویم حیات در قید ایشان بود- بارها و بارها خطر اسلام آمریکایی را گوشزد می فرمودند و از آن با عنوان، اسلام مرفهین بی درد، اسلام سرمایه داران، اسلام دین به دنیافروشان، اسلام سازش و تسلیم، اسلام پذیرش ذلت در برابر باج خواهی زورمندان و... یاد می کردند.
خانم شیرین عبادی دقیقاً و بی کم و کاست این خواسته آمریکا و صهیونیست ها را که مقابله با اسلام ناب محمدی(ص) است، دنبال کرده است. البته، «جایی که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد»؟
ج: سیاه نمایی درباره جمهوری اسلامی ایران و ارائه تصویری مخدوش، ضدانسانی، عقب افتاده از آن یکی دیگر از اهداف تعریف شده آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان اروپایی آنها بوده و هست.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
آیا خانم شیرین عبادی و وکلای مدافع ایشان می توانند در میان مواضع چند سال گذشته خانم عبادی به عنوان برنده جایزه صلح نوبل، فقط یک نمونه- تاکید می کنم فقط یک نمونه- را آدرس بدهند که سیاه نمایی، توهم پراکنی و مخصوصاً تکرار دروغ های شاخدار و مضحک صهیونیست ها علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم این مرز و بوم نباشد؟ سیاه نمایی های خانم عبادی در پاره ای از موارد به اندازه ای خصمانه بوده است که گاه دشمنان تابلوداری نظیر منوشه امیر مجری و مسئول رادیو اسرائیل نیز برای حفظ پرستیژ خود اظهارات وی را به گونه ای منتشر می کند که خیلی باعث آبروریزی نباشد، چرا که منوشه امیر -صهیونیست ایرانی الاصل و فرزند یعقوب ساچمه چی تهرانی، نزول خوار معروف سه راه سیروس در دوران طاغوت- در کار خود خبره است و می داند شاخ های دروغ اگر خیلی بلند باشد، برای گوینده آن گلوگیر و رسوایی برانگیز خواهد بود! در این باره اگرچه گفتنی بسیار است ولی برای اختصار تنها به چند مورد اشاره می کنم که مشتی خواهد بود، نمونه خروارها.
در ضیافت پارلمان سوئیس در شهر برن که به افتخار اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی برپا شده بود و علاوه بر جمعی از نمایندگان مجلس سوئیس، تعدادی از شخصیت های این کشور نیز حضور داشتند، ابتدا آقای «ماکس بندر» رئیس پارلمان سوئیس برای خوشآمدگویی پشت تریبون می رود و از خانم عبادی با عنوان «نماد ایستادگی و مقاومت برای دفاع از حقوق بشر در ایران»! یاد می کند و نوبت که به خانم عبادی می رسد، ضمن ایراد سخنانی درباره نقض حقوق و مخصوصاً حقوق زنان و کودکان در ایران، خطاب به جمعیت می گوید «من به خاطر نگرانی از وضعیت زنان ایران لباس سیاه پوشیده ام»!
تقریباً هیچ سخنرانی و مصاحبه ای از خانم شیرین عبادی را نمی توان آدرس داد که در آن علیه حقوق بشر در ایران اسلامی و مخصوصاً با قید اسلامی، سیاه نمایی نکرده باشد. او طی سخنانی ضمن تاکید بر فقدان آزادی بیان و اعمال سانسور همه جانبه در ایران، می گوید: «جایزه صلح نوبل باعث شد که حربه سانسور درباره من کارگر نباشد. من از طریق سفرهای متعددی که بعد از دریافت جایزه صلح نوبل انجام می دهم در گوشه و کنار جهان نظرات خود را درباره نامناسب بودن قوانین ایران اعلام می کنم»!
در گزارش های سالانه سازمان عفو بین الملل به روال همیشگی این سازمان، جمهوری اسلامی ایران در رتبه های دوم، سوم و چهارم تعداد اعدام شدگان معرفی می شود. خانم شیرین عبادی در فروردین ماه سال جاری طی مصاحبه ای با رادیو فردا گزارش سال گذشته سازمان عفو بین الملل که در آن ، از ایران به عنوان سومین رتبه اعدام ها یاد شده بود را با عصبانیت رد کرده و می گوید؛ جمهوری اسلامی ایران اولین رتبه جهانی را در اعدام افراد و مخصوصاً اعدام زیر ۱۸ ساله ها دارد!
در همایشی که از سوی سازمان ملل در ژنو برپا شده بود، علی رغم آنکه موضوع همایش «آیا حقوق بشر جهانی است» اعلام شده بود، خانم عبادی برخلاف همه سخنرانان که در باره همان موضوع سخن گفتند، به سیاه نمایی علیه وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخت و تا آنجا پیش رفت که جمهوری اسلامی را دیکتاتور نامیده و به «نسل کشی»! متهم کرد.
در پی این همایش برخی از سفرای کشورهای اسلامی مقیم ژنو با مراجعه به سفارت جمهوری اسلامی ایران از اظهارات شیرین عبادی ابراز تأسف کرده و سخنان وی را اهانت به تمامی ملت های مسلمان دانستند.
خانم شیرین عبادی با افتخار!! اعلام می کند که صدور قطعنامه سازمان ملل علیه وضعیت نقض حقوق بشر در ایران با استناد به گزارش هایی بوده است که ایشان برای آقای «بان کی مون» دبیر کل سازمان ملل متحد ارسال کرده بود.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه، آیا سیاه نمایی علیه جمهوری اسلامی ایران یکی از اهداف صهیونیست ها نیست و آیا خانم شیرین عبادی در اجرای این مأموریت سنگ تمام نگذاشته است؟
۵-علاوه بر موارد یاد شده که واژه «وطن فروشی» نیز نمی تواند تعریف گویا و جامعی برای آن باشد، خانم شیرین عبادی براساس شواهد و اسنادی که ارائه خواهم کرد بعد از دریافت جایزه صلح نوبل به صورت آشکار و تمام قد در نقش یک کارگزار رژیم صهیونیستی و آمریکا ظاهر شده است و دست به اقداماتی زده که هر ایرانی وطن دوستی با شنیدن آن، از این که خانم شیرین عبادی خود را ایرانی معرفی می کند، خجالت زده شده و سردی عرق شرم را بر پیشانی خویش احساس می کند.
اینجانب برای صرفه جویی در وقت و پیشگیری از تصدیع اوقات فقط به چند نمونه از این اقدامات اشاره می کنم؛
الف: خانم شیرین عبادی با بهره گیری از عنوان برنده جایزه صلح نوبل، دست به تلاش گسترده ای با هدف تحریم جمهوری اسلامی ایران از سوی سازمان ملل و کشورهای غربی می زند. ایشان در مصاحبه با نشریه فرانسوی «ماریان» که بازتاب وسیعی در رسانه های آمریکایی و اروپایی و مخصوصا رسانه های رژیم صهیونیستی از جمله جروزالم پست، هاآرتص و شبکه تلویزیونی این رژیم داشت، می گوید؛
«در قطعنامه های اول و دوم شورای امنیت مجازات هایی علیه ایرانیان درنظر گرفته شده، اما اکنون وقت آن است که این مجازات ها بیشتر شود و همانطور که در فهرست مجازات های سازمان ملل متحد پیشنهاد شده می توان مجازات های وسیع تری را علیه ایران اعمال کرد.»
ب: در اکتبر سال ۲۰۰۹- آبان ماه سال ۸۸- خانم عبادی به اجلاس ۸ کشور صنعتی بزرگ جهان موسوم به G۸ اعتراض می کند که چرا در این اجلاس برای تحریم ایران گامی برنداشته اند. خبرگزاری «آکی» ایتالیا در گزارشی با عنوان «حمله برنده جایزه صلح نوبل به اجلاس G۸» به نقل از خانم شیرین عبادی می نویسد: «کشورهای عضو G۸ می توانستند در اعتراض به ایران، سفرای خود را فرا بخوانند و چنانچه قطع روابط با ایران را به مصلحت خود نمی دانند، دستکم می توانستند برای مجازات ایران، سطح رابطه با جمهوری اسلامی را کاهش بدهند.»
ج: خانم شیرین عبادی در اکتبر ۲۰۰۷- آبان ماه ۸۶- در مصاحبه با روزنامه فرانسوی فیگارو می گوید «به اعتقاد من تحریم های سیاسی علیه ایران می تواند موثر واقع شود، چرا که محدود کردن روابط سیاسی با یک رژیم دیکتاتور، در افکار عمومی جهانیان معنا و مفهوم خاصی دارد.»
د: خانم عبادی در اردیبهشت ۱۳۸۷- ماه می ۲۰۰۸- در مصاحبه با نشریه آمریکایی نیشن ضمن تاکید بر ضرورت اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران، می گوید «باید دست اندرکاران برنامه هسته ای ایران و مقامات رسمی جمهوری اسلامی مورد تحریم قرار گرفته و دارایی های آنان ضبط شود.»
هـ: خانم عبادی بعد از دریافت عنوان افتخاری «شهروند پاریس» در مصاحبه با روزنامه فیگارو از انفعال غرب در برخورد با ایران اسلامی به شدت انتقاد کرده و می گوید «اروپا نباید به دولتمردان جمهوری اسلامی ویزا بدهد، حتی به آنها که برای کارهای فرهنگی قصد سفر دارند نباید ویزا داده شود، به عنوان مثال اخیرا یک ارکستر شامل ۱۰۰نوازنده که زیرنظر وزارت ارشاد فعالیت می کند به اروپا آمده بود و من بسیار متاسفم که برخی از کشورهای اروپایی، چشمان خود را بسته اند و شرکت هایشان با ایران قرارداد امضاء می کنند».
و: روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز به نقل از شیرین عبادی در مصاحبه با این روزنامه می نویسد: «چنانچه تحریم ها علیه ایران تشدید شود و مردم تحت فشار قرار گیرند، شانس اصلاح طلبان برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری افزایش می یابد.»
ز: خانم شیرین عبادی در پرونده هسته ای ایران که یکی از چالش های فراگیر کشورمان با آمریکا و متحدانش بوده و هست، نیز به گونه ای شرم آور با دشمنان هم نوایی می کند و تا آنجا پیش می رود که در برخی از موارد، کشورهای غربی را به خاطر کوتاهی در برخورد با فعالیت هسته ای جمهوری اسلامی ایران سرزنش می کند!
ایشان در مصاحبه با روزنامه آمریکایی واشنگتن پست ضمن حمایت آشکار از فعالیت های هسته ای انگلیس، فرانسه و اسرائیل -که برای خبرنگار مصاحبه کننده نیز تعجب آور است- می گوید؛
«حتی اگر دولت ایران متعهد شود که همین امروز فعالیت هسته ای خود را متوقف کند، باز هم اطمینانی به تعهد آنها نیست، زیرا ممکن است در مکان و زمان دیگری اقدام به از سرگیری حرکت مخفیانه اش کند.» این دقیقا سخن مقامات رژیم صهیونیستی است که بارها و به گونه ترجیع بند تکرار کرده اند.
ح: بعد از انتشار گزارش- نوامبر ۲۰۰۷- آقای البرادعی مدیرکل وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی که در آن بر عدم انحراف فعالیت هسته ای کشورمان به سوی تولید سلاح هسته ای-DIVERSION- تاکید شده بود، خانم شیرین عبادی در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه می گوید «من کاری به این گزارش ندارم، حرف من این است که غنی سازی باید هرچه زودتر متوقف شود.»
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
همانگونه که ملاحظه می فرمائید، تمامی اسناد و مدارک ارائه شده که فقط مشتی از خروار ها و اندکی از بسیارهاست، مستقیما برگرفته از اظهارات صریح خانم شیرین عبادی، عملکرد آشکار و رسما اعلام شده ایشان و یا مراکز حامی وی نظیر کمیته اهداءکننده جایزه صلح نوبل و امثال آن است و حتی یک برگ- تاکید می کنم حتی یک برگ- آن نیز برگرفته از منابعی نیست که مورد تائید و تاکید خانم شیرین عبادی نباشد.
اکنون سؤال این است که اگر خانم شیرین عبادی مامور مستقیم و تابلودار سازمان اطلاعاتی «موساد» و یا «سیا» و MI۶ بود برای خوش خدمتی به آنها چه می کرد که تاکنون نکرده است؟ و البته با دلایلی که ارائه کردم تردیدی نیست که بوده و هست!! آیا این همه اسناد و مدارک آشکار کمترین تردیدی در «وطن فروشی»، «خیانت» و برانگیختگی خانم شیرین عبادی از سوی آمریکایی ها و صهیونیست ها باقی می گذارد؟!
البته باید به این نکته نیز اشاره کنم که وقتی طی سی و چند سال گذشته آمریکا و متحدانش با یال و کوپال آنچنانی نتوانسته اند علیه ایران اسلامی و مردم شریف و فداکار آن به قول حضرت امام(ره) «هیچ غلطی» بکنند، افرادی نظیر خانم شیرین عبادی فقط «عرض» خود می برند و باز هم به گفته امام راحلمان(رض)، زحمت ما نیز نمی دارند.
در تاریخ آمده است روزی یکی از دشمنان امیرمؤمنان علیه السلام که پادویی معاویه را برگزیده بود، برای خوشامد معاویه به امام حسن علیه السلام گفت: من هرگز پدرت را قبول نداشته ام و حضرت در پاسخ فرمود؛ داستان تو به پشه ای می ماند که بر تنه تنومند درخت خرمایی نشسته بود و هنگام برخاستن به درخت گفت؛ خود را محکم نگاهدار که عزم برخاستن دارم! درخت تنومند با تمسخر، نیم نگاهی به او افکند و گفت؛ همه روزه هزاران هزار چون تو می آیند و برمی خیزند و من استوار برجای ایستاده ام.
۶- خانم شیرین عبادی کیهان را به خاطر ایراد خدشه در جایزه صلح نوبل و تلاش صهیونیست ها در اعطای این جایزه به ایشان قابل تعقیب دانسته است که پاسخ به این اتهام آخرین بخش از دفاعیه اینجانب خواهد بود و دراین باره به استحضار می رسانم؛
اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی همانگونه که شرح آن گذشت با استقبال گسترده مقامات سیاسی آمریکا، رژیم صهیونیستی، اتحادیه اروپا و ذوق زدگی گروهها و جریانات ضدانقلاب فراری روبرو گردید و هر یک از آنها، ضمن ابراز خشنودی از این انتخاب، جمهوری اسلامی ایران را به خاطر نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن قوانین و ضوابط بین المللی مورد سرزنش قرار داده و ابراز امیدواری کردند، اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی، حامل این پیام به مخالفان نظام در ایران باشد که «اگر شما حرکت کنید، ما حاضریم از شما حمایت کنیم»!
جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا که به جلاد مردم مظلوم و بی گناه شهرت یافته با صدور بیانیه ای ضمن ابراز خوشحالی از اختصاص جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی اعلام کرد؛ « من قاطعانه از خواست مردم ایران برای آزادی و دموکراسی حمایت می کنم و... آمریکا در انتظار روزی است که ایران آزاد به الگوی مداراگری در خاورمیانه و سراسر جهان تبدیل شود»!
وزارت خارجه آمریکا، ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه، شیمون پرز رئیس جمهور وقت رژیم صهیونیستی، تونی بلر نخست وزیر وقت انگلیس و سایر شخصیت های بدنام دیگر نیز با صدور بیانیه های مشابه از این اقدام کمیته صلح نوبل تقدیر می کنند. گروهها و جریانات ضدانقلاب نیز هر کدام به نوعی ذوق زدگی خود را ابراز می دارند و به عنوان مثال: هما سرشار، سردبیر نشریه «شوفار» ارگان «فدراسیون یهودیان ایرانی مقیم آمریکا» در مصاحبه ای ابراز امیدواری می کند که «اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی، گام تازه ای در مبارزه علیه رژیم اسلامی ایران باشد و ایشان با سخنان خود به عنوان برنده این جایزه، برای جمهوری اسلامی در جهان سرشکستگی پدید آورد.» هما سرشار در ادامه به یادداشت کیهان درباره ماهیت جایزه صلح نوبل و با عنوان «این کلاه گشاد لایق سر شارون است» اشاره کرده و می گوید «نمی دانم چرا اینقدر از حسین شریعتمداری نفرت دارم. من مدیرمسئول کیهان را یکی از نفرت انگیزترین افرادی می شناسم که تاکنون دیده ام»! که باید خطاب به ایشان عرض کنم، بیش از این اسباب خشنودی و مباهات بنده را فراهم نیاورید!
اکنون با توجه به ذوق زدگی بدون استثنای دشمنان ریز و درشت جمهوری اسلامی از اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی و خط و نشان کشیدن های آنچنانی علیه اسلام و انقلاب، کدام انسان آزاده، میهن دوست، مردمی و دلسوز می تواند در اهداف اصلی این جایزه که اهانت به ملت ایران و مقابله با اسلام و انقلاب است کمترین تردیدی داشته باشد؟
ممکن است گفته شود همانگونه که یک کشف علمی یا اختراع مفید، با استقبال عمومی روبرو می شود و حتی قدرت های استعماری و دیکتاتورها نیز حداقل برای حفظ ظاهر از آن حمایت می کنند، استقبال مقامات سیاسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و ... نیز از اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی، یک پدیده طبیعی است! در این باره باید گفت؛ برخلاف اکتشافات علمی و اختراعات و یا ارائه نظریات علمی و تحقیقی که همه صاحبنظران و کارشناسان برای تشخیص و اعلام نظر درباره آن، ملاک ها و معیارهای یکسان و تعریف شده ای دارند، مقوله «صلح» و پدیده «صلح طلبی» یک موضوع مواج و پرنوسان است و اعلام نظر درباره صلح طلب بودن افراد، بستگی به سلیقه، دیدگاه و گرایش سیاسی داوران دارد. دقیقا به همین علت است که از میان جوایز پنجگانه نوبل، یعنی «فیزیک»، «شیمی»، «فیزیولوژی و پزشکی»، «ادبیات» و «صلح»، همواره جایزه صلح نوبل بااعتراض ها و مناقشات فراوان روبرو بوده و هست و همیشه این جایزه براساس گرایش سیاسی خاص داوران کمیته صلح نوبل که اغلب از صهیونیست های نام و نشان دار هستند، به کسانی اعطاء گردیده که با گرایش سیاسی حاکم بر این کمیته همخوانی و انطباق داشته اند.
به عنوان مثال، «روبرت کخ» به خاطر کشف باسیل بیماری سل، «ایوان پاولوف» به علت کشف واکنش های شرطی و تحقیق درباره غدد گوارشی، «لاینس پالینگ» به خاطر تحقیقاتش درباره ماهیت پیوند شیمیایی و ... برنده جایزه نوبل پزشکی، فیزیولوژی و شیمی شده اند و برای تشخیص این صلاحیت ها معیار و ملاک های مشخصی وجود دارند که نزد همه صاحبنظران یکسان است، اگر چه در این زمینه ها نیز کمیته نوبل به دخالت گرایش های سیاسی متهم است ...
و اما، در اعطای جایزه صلح نوبل هیچیک از این معیارهای تعریف شده وجود ندارد. به بیان دیگر، خانم شیرین عبادی به خاطر ارائه یک کاوش و تحقیق علمی برنده جایزه صلح نوبل نشده است، بلکه کمیته نروژی نوبل با در نظر گرفتن سلیقه سیاسی خود -که یک گرایش شناخته شده صهیونیستی است - و با تکیه بر ملاحظات مورد توجه قدرت های حاکم بر این کمیته، جایزه صلح نوبل را به خانم عبادی داده است. بنابراین در پی گیری علت اعطای این جایزه به خانم عبادی، باید گرایش سیاسی کمیته نوبل و آمریکا و رژیم صهیونیستی را در نظر گرفت و نه شایستگی خانم شیرین عبادی را.
مروری گذرا به فهرست کسانی که بعد از پایان جنگ جهانی دوم و در طول پنجاه و چند سال اخیر یعنی بعد از تشکیل رژیم صهیونیستی و غیرقانونی اسرائیل جایزه صلح نوبل را دریافت کرده اند، به وضوح و بدون کمترین ابهامی نشان می دهد که از نگاه کمیته نوبل، غالبا و در اکثر موارد کسانی طرفدار صلح تلقی شده اند که اولا ؛حاکمیت بی قید و شرط نظام سرمایه داری غرب را پذیرفته باشند، ثانیا؛ با جهان اسلام و جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب مخالفت ورزیده باشند و ثالثا؛ جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی را تایید کرده و این وحشی گری ها را حق طبیعی! و قانونی! رژیم صهیونیستی برای مقابله با مردم فلسطین و سایر ملت های مسلمان تلقی کنند.
این واقعیت، نکته پیچیده ای نیست که درک آن نیاز به ذهن کاوشگر و بررسی دقیق داشته باشد و موضوع پنهان و پشت پرده ای هم نیست که فهم آن، فقط با دسترسی به اسناد سری و محرمانه امکان پذیر باشد. این واقعیت تلخ و شرم آور را تنها با نگاهی گذرا به فهرست دریافت کنندگان جایزه صلح نوبل، به آسانی می توان دید.
یاسر عرفات، رهبر ساف، مادام که علیه اشغالگران صهیونیست مبارزه می کرد به عنوان یک تروریست معرفی می گردید ولی بعد از آنکه در نشست پنهان «اسلو»، ننگ تسلیم در برابر رژیم صهیونیستی را پذیرفت و مبارزان فلسطینی را به صهیونیست ها فروخت، به او جایزه صلح نوبل دادند!
انور سادات رئیس جمهور معدوم مصر، هنگامی که در کنار جمال عبدالناصر با اسرائیل مبارزه می کرد، یک جنگ طلب معرفی می گردید که قصد بر هم زدن آرامش و ثبات! منطقه را دارد ولی بعد از سازش ذلت بار «کمپ دیوید» و همراهی با سیاست های اشغالگرانه رژیم صهیونیستی، نه فقط لقب مرد صلح گرفت! و به عنوان مبارزی شجاع! معرفی گردید، بلکه جایزه صلح نوبل را هم به او هدیه کردند!
اسحاق رابین، نخست وزیر معدوم رژیم صهیونیستی، مناخیم بگین نخست وزیر اسبق رژیم وحشی اسرائیل از جمله کسانی هستند که علی رغم جنایات بی شمار و هولناک در فلسطین اشغالی و انجام دهها عملیات تروریستی علیه زن و مرد و کودک بی گناه فلسطینی که فاجعه قتل عام صبرا و شتیلا از جمله آنهاست، به عنوان تلاش کنندگان برای برقراری صلح، جایزه صلح نوبل را دریافت کرده اند.
در سال ۱۹۸۶-۱۳۶۵ - کمیته نوبل، جایزه صلح نوبل را به «الای ویسل» یک صهیونیست معروف آمریکایی داد. اعطای این جایزه به «ویسل» که به دشمنی شدید با مسلمانان و مخصوصا مردم فلسطین شناخته می شد و از حامیان سینه چاک رژیم صهیونیستی بود مانند بسیاری از موارد دیگر که جایزه صلح نوبل به اینگونه افراد داده شده بود، مخالفت گسترده آزادیخواهان و شخصیت های برجسته جهانی را به دنبال داشت ولی باز هم مثل همیشه، این اعتراض ها به جایی نرسید.
هنری کیسینجر، صهیونیست آمریکایی و از سیاستمداران کهنه کار آمریکا، که به خاطر حمایت های بی چون و چرا و گسترده اش از رژیم صهیونیستی به «سایه موشه دایان» معروف بود، از جمله برندگان به اصطلاح جایزه صلح نوبل است، اعطای این جایزه به کیسینجر به اندازه ای غیرمنطقی و به دور از انتظار بود که «هنری کوماگر» مورخ شهیر آمریکایی در این باره اعلام کرد «اعطای جایزه صلح نوبل به کیسینجر از روی گمراهی است.»
در بیانیه کمیته صلح نوبل به مبارزات پی گیر خانم عبادی برای حقوق بشر و مخصوصا دفاع از زنان و کودکان اشاره شده و در چند جای بیانیه روی آن تاکید ورزیده اند و سؤال این است که کدام مبارزات؟ و در حمایت از حقوق کدام زنان و کودکان؟...
آیا در جریان جنگ تحمیلی، دهها هزار کودک و زن بی گناه بر اثر بمباران هوایی شهرها، موشک پرانی به مناطق مسکونی و ترورها و انفجارها، به خاک و خون کشیده نشدند؟ آیا فقط یک نمونه- تاکید می شود که فقط یک نمونه- از مخالفت خانم شیرین عبادی با این جنایات هولناک را می توان آدرس داد؟ مگر آن کودکان و زنان مظلوم و بی گناه که با بمب ها و موشک های اهدایی آمریکا و اتحادیه اروپا و حمایت و پشتیبانی رژیم صهیونیستی از صدام، قتل عام می شدند، زن و کودک ایرانی نبودند؟ مگر دانش آموزان دبستانی و دبیرستانی که در محل مدرسه خود آماج بمب و موشک قرار گرفته و اجساد قطعه قطعه شده آنها در کیسه های پلاستیکی جمع آوری و به خاک سپرده می شد، کودک ایرانی نبودند؟ خانم شیرین عبادی که برخی از روزنامه ها با عنوان «بانوی صلح» از او یاد می کنند، کدام جمله، نامه، بیانیه و یا اعتراض به این ددمنشی ها را داشته است؟!
البته به گواهی اسناد موجود، در آن هنگام خانم عبادی، همنوا و همصدا با تبلیغات رژیم بعثی عراق و رسانه های آمریکایی و اسرائیلی، جمهوری اسلامی ایران را متهم به اعزام اجباری دانش آموزان به جبهه های نبرد می کرد و از این طریق می کوشید در کینه توزی آمریکا، اسرائیل و رژیم عراق علیه زنان و کودکان هموطن خود سهمی داشته باشد.
آیا هم اکنون و همه روزه تعداد فراوانی از زنان و کودکان فلسطینی از سوی رژیم صهیونیستی قتل عام نمی شوند؟ و آیا خانه های محقر آنها با گلوله های توپ و تانک بر سر ساکنانشان خراب نمی گردد؟ آیا تاکنون این خانم برنده جایزه صلح نوبل، حتی یک کلمه در اعتراض به این جنایات وحشیانه لب تر کرده است؟! همین حالا نیز اگر جرات دارد، علیه این وحشی گری ها موضع بگیرد و جلادان صهیونیستی را که مانند او جایزه صلح نوبل گرفته اند، محکوم کند! و اگر اندکی شجاعت و جسارت دارد از حقوق زنان و کودکان فلسطینی دفاع کند و خروج اشغالگران از سرزمین آباء و اجدادی مردم فلسطین را- براساس کنوانسیون حقوق بشر- حق آنها معرفی کند!
راستی خانم شیرین عبادی در مقابل جنایات وحشیانه صهیونیست ها در غزه که فریاد همه انسان ها در سراسر عالم را به اعتراض بلند کرد و ملت های گوناگون همه روزه در شهرهای مختلف آمریکا و اروپا و منطقه علیه آن دست به راهپیمایی و تظاهرات می زدند، چه واکنشی نشان داده است؟!
هیچ! چرا؟! چون عاملان جنایت به او جایزه داده اند. و یا در کدام مصاحبه و سخنرانی و بیانیه علیه جنایات آمریکا در عراق و افغانستان و شکنجه های وحشیانه در زندان های گوانتانامو و ابوغریب موضع گرفته است. هیچ جا. چرا...؟! چون عاملان این جنایت نیز همان اعطاءکنندگان جایزه صلح نوبل به ایشان بوده اند... آیا هنوز هم خانم شیرین عبادی می تواند وابستگی خود به آمریکا و رژیم صهیونیستی را انکار کند؟!
این نکته نیز گفتنی است که موسسه نوبل هزینه جوایز پنجگانه خود را از طریق سرمایه گذاری در کارخانه های بزرگ اسلحه سازی دنیا تامین می کند. به خبر زیر ا ز روزنامه آبزرور چاپ لندن توجه بفرمائید. این خبر ۵ سال قبل از اعطای جایزه صلح نوبل در آن روزنامه چاپ شده است. آبزرور می نویسد: «موسسه نوبل منبع مالی جوایز خود از جمله جایزه صلح نوبل را از طریق سرمایه گذاری در کارخانه های تولید سلاح و مهمات تامین می کند. برخی از این کارخانه ها مهمات نظامی در اختیار سازمان های نقض کننده حقوق بشر قرار می دهند.» آبزرور در ادامه می نویسد که «این خبر را با مسئول بخش سرمایه گذاری نوبل در میان گذاشتیم و او در پاسخ گفت: ما در گزینه های مالی و پولی موسسه، ملاحظات اخلاقی را درنظر نمی گیریم!»
آبزرور در همان گزارش به نقل از آلفرد هریسون، سهامدار نوبل در آمریکا می نویسد: «موسسه نوبل هیچگاه توصیه ها و ملاحظات اخلاقی را اعمال نکرده است.» بیچاره آلفرد نوبل! چی فکر می کرد چی شد؟!
و بالاخره در پاسخ به این سؤال که چرا از میان افراد دیگری با خصوصیات کم و بیش مشابه خانم شیرین عبادی، کمیته صلح نوبل ایشان را برای اعطای جایزه برگزیده است؟ باید عرض کنم اولا؛ کسی که انتخاب می شود، باید فاقد شخصیت علمی و یا هویت اجتماعی درخور توجه باشد، زیرا افرادی که از هویت اجتماعی برجسته و شخصیت علمی قابل توجه برخوردارند- صرفنظر از گرایش سیاسی و اجتماعی آنان- به هر خواسته ای تن نمی دهند و آسان و بی دردسر در خدمت اهداف اعطاکنندگان این جایزه قرار نمی گیرند.
ثانیا ؛کمیته صلح نوبل در پی آن بوده و هست که الگوی زنان برجسته و صاحب نظر و مسلمان ایرانی را در اذهان جهانیان، وارونه جلوه دهد و از این طریق، مانع از الگوشدن آنان برای سایر ملت های مسلمان و غیرمسلمان جهان شود و از ایران و ایرانیان به خاطر ایستادگی و مقاومت آنان در برابر زورگویی های آمریکا و رژیم صهیونیستی انتقام بگیرد.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
با تشکر از حوصله شما و عزیزان حاضر در دادگاه، به همین اندازه بسنده می کنم و این توضیح را ضروری می دانم که طولانی شدن این دفاعیه به علت شکایات متعدد خانم عبادی بوده است.

با احترام
حسین شریعتمداری
مدیر مسئول روزنامه کیهان






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی