تبلیغات
๑۩۞۩๑ زندگی زیباست ๑۩۞۩๑ ... - آیت‌الله خامنه‌ای از دیدگاه دوست و دشمن 3 ...
๑۩۞۩๑ زندگی زیباست ๑۩۞۩๑ ...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :من...
مطالب اخیر

* شهید صدوقی: محضر مبارك آیت‌الله العظمی آقای خامنه‌ای...

در سال 56 به اتفاق آقای صدوقی و تعدادی از آقایان دیگر، تصمیم گرفتیم برویم به افرادی كه در تبعید هستند، سری بزنیم. چون مقام معظم رهبری به ایرانشهر تبعید شده بودند، خدمت ایشان رسیدیم. به امامت آقای صدوقی نماز مغرب و عشا را خواندیم. من شنیده بودم كه در سمت ایرانشهر، كفش‌های خوبی تولید می‌شود، لذا تصمیم گرفتم به بازار بروم و یك جفت كفش بخرم. كارم یك الی دو ساعت طول كشید. به خانه آقای خامنه‌ای تلفن زدم كه دیگر آقای صدوقی و آقای خامنه‌ای برای صرف غذا منتظر من نباشند و شام را میل كنند. وقتی برگشتم دیدم این دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد كه شدم، آقای صدوقی به من گفت: "ماشاءالله، ماشاءالله این آقای سید‌علی آقا خیلی مُشت‌شان پر است. " صبح روز بعد رفتیم چابهار برای زیارت آقای مكارم؛ در این فاصله، اسم آقای خامنه‌ای از دهان آقای صدوقی نیفتاد؛ از بس مجذوب ایشان شده بود...



بعد از زیارت آقای مكارم، گفتم كنار دریا برویم تا مدتی استراحت كنیم. ایشان گفت من می‌خواهم برگردم پیش آقای خامنه‌ای و بعد حدود دو ساعتی با هم بحث كردند. از لحاظ علمی آقای خامنه‌ای، مورد تأیید صددرصد آقای صدوقی بود.
در زمان انقلاب، بین حزب جمهوری اسلامی و امام جمعه بندرعباس اختلافی در گرفت. آقای صدوقی به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشی بیاورم. بعد از تهیه و دادن گزارش آن به آقای صدوقی، ایشان پرسیدند: كی به تهران می‌روی؟ گفتم فردا. ایشان پاكتی را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود: "تقدیم به محضر مبارك آیت‌الله‌ العظمی آقای خامنه‌ای " پسر آقای صدوقی اعتراض كردند كه آیا ایشان به مقام آیت‌اللهی رسیده‌اند؟ آقای صدوقی از بالای عینك به پسرش نگاه كرد و گفت: "بله كه آیت‌الله‌ هستند. "(حجت‌الاسلام راشد یزدی)


* سیدنا علی

در نامه‌ای كه شهید آیت‌الله مصطفی خمینی برای یكی از آشنایان نوشته بودند، آمده است: آقایان خامنه‌ای را خصوصاً سیدنا علی را سلام برسانید. شهید محراب آیت‌الله العظمی صدوقی قبل از انقلاب به آقای خامنه‌ای می‌گفتند: آیت‌الله.


* اللهم اید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در قنوت دعاهای مختلف می‌خواند؛ ولی در پایان قنوت دعای "اللهم اید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای. اللهم حفظه و وفقه و ثبته " را همیشه قرائت می‌كرد.



* سر ما و فرمان شما

سید شهیدان اهل قلم، شهید سیدمرتضی آوینی می‌نویسد: بسیارند كسانی كه می‌دانند شمشیر زدن در ركاب شما برای پیروزی حق، از همان ثواب در پیشگاه خدا برخوردار است كه شمشیر زدن در ركاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده، كه مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.
شهید آوینی بعد از رحلت امام خمینی، خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: عزیز ما، ‌ای وصی امام عشق، آنان كه معنای ولایت را نمی‌دانند، در كار ما سخت درمانده‌اند. اما شما خوب می‌دانید كه سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در كجاست؟ خودتان خوب می‌دانید كه چقدر شما را دوست می‌داریم و چقدر دل‌مان می‌خواست آن روز كه به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان كنیم و بگرییم. ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما،‌ شفقت شما را داشت و شب انزوای ما را شكست. سر ما و قدم‌تان كه وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف.


* نعمت‌های خدا را خود فراهم می‌كند

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی فرموده بودند: امام خمینی ـ ‌رحمت الله علیه ـ مظهر مهابت بود و رهبری مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت‌ها را یك‌جا داد و امام هم این نعمت‌ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف كردند؛ ولی نعمت‌ها به حضرت آقا را، خدا تدریجی به ایشان می‌دهند و در هر زمان متناسب با شرایط خدا نعمت‌هایی را به ایشان می‌دهد. یعنی شرایط آن نعمت را خود آقا فراهم می‌كند.(به نقل از استاد پرورش)


* آقای خامنه‌ای هست

آقای هاشمی رفسنجانی نقل می‌كند: من نسبت به حضرت امام روی بازتری داشتم و مسائل را بی پرده با ایشان مطرح می‌كردم. یك روز كه خصوصی خدمت معظم‌له رسیده بودم، بی‌پرده در مورد قائم مقامی رهبری و مشكلاتی كه احتمالاً پیدا می‌شود، صحبت كردم. حضرت امام(ره) در آن جلسه فرمود: شما در بن بست نخواهید بود، آقای خامنه‌ای در میان شما هست؛ چرا خودتان نمی‌دانید؟!
این جلسه مربوط به اواخر عمر حضرت امام(ره) است. در همان روزها امام برای مقام معظم رهبری، كلمه برادر را به كار می‌بردند. قطعاً این تعبیر بی‌معنا نبود. ما آن روزها از این تعبیرات، به موضوع رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منتقل نشدیم. اما گفته‌های امام خمینی(ره) نشانگر این است كه معظم‌له، آیت‌الله خامنه‌ای را شایسته این كار می‌دانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرموده بودند: "الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند. "


* آیت‌الله شاهرودی: علم اعطایی خدا را دیدم

چهارشنبه شب‌ها، آقا جلسه‌ای دارند كه ده تن از علما جمع می‌شوند. آقایان محمدی گیلانی، خزعلی، بهجتی، امامی‌كاشانی، مؤمن، شیخ محمد‌ یزدی، سید‌جعفر كریمی، آقای شاهرودی و آملی لاریجانی حضور دارند.
گاهی هم ما آنجا می‌رویم. یك‌بار خیلی غوغا و سر و صدا شد. بحث پیرامون یك مسئله فقهی پیچیده بود. بعد از اتمام جلسه، آقای شاهرودی به من گفت، امشب من "العلم نور یقذف الله فی قلب من یشاء " را درك كردم. یعنی آقا مچ همه را پیچانده بود. (به نقل از حجت‌الاسلام راشد یزدی)


* هر چه ایشان گفت، گوش كنیم

در سال 69 بنده به حاج احمدآقا خمینی گفتم كه شما طی یك سخنرانی اعلام كردید كه "هر كس بین اطاعت از مقام معظم رهبری و امام راحل(ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمریكاست " كه ایشان با تأیید دوباره این سخن گفتند، بنده از روی اعتقاد این حرف را زده‌ام. بعد ایشان فرمودند: برخی از این افراد دور من را گرفته‌اند كه بنده را در مقابل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای قرار دهند كه من متوجه شدم و توی دهن‌شان زدم.
حاج احمدآقا در ادامه فرمود: باید به این احمق‌هایی كه می‌گویند آقای خامنه‌ای نباید رهبر شود، گفت "پس چه كسی؟ " اگر نظر آن‌ها بر روی فلانی است، او كه حتی توانایی اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به یك مملكت.
همچنین ایشان فرمودند: سه سال قبل از عزل منتظری، یعنی سال 1365، سران قوای سه‌گانه كشور در جماران جلسه داشتند كه آن روز آقای منتظری نیز با امام راحل(ره) ملاقاتی داشت، آن‌ها مشغول بحث و گفت‌وگو بودند كه یك‌دفعه امام خمینی برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتی وارد اتاق می‌شود.
بنا به گفته حاج‌احمدآقا، در این جلسه خود ایشان، میرحسین موسوی با منصب نخست‌وزیری، موسوی اردبیلی رئیس قوه قضاییه، هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس و آیت‌الله خامنه‌ای نیز با سمت ریاست جمهوری حضور داشتند.
امام(ره) با ناراحتی تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظری به درد رهبری نمی‌خورد، مجلس خبرگان رأی بر شایستگی او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذیرفتم، ولی امروز به صورت صریح این سخن را تكرار می‌كنم.
در آن وضعیت سكوت عمیقی در جلسه حاكم شد كه آیت‌الله خامنه‌ای با طرح این سئوال كه پس چه كسی عهده‌دار رهبری شود؟ سكوت را شكستند كه در همین لحظه امام بدون كوچك‌ترین مكثی انگشت اشاره را به سوی حضرت خامنه‌ای گرفتند و گفتند: "خود شما، مگر شما از دیگران چه كم دارید؟ "
وی گفت: سكوت بیشتر شد تا حدی كه نفس‌ها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبری خطاب به امام گفتند: "این مسئله كه شما می‌فرمایید موضوع جدیدی است، بنده می‌خواستم شما به اعضای این جلسه حكم ولایی كنید كه ما حق دم زدن از این جلسه را نداریم تا زمانی كه خود شما حكم بفرمایید. " امام نیز این حكم را كردند. (به نقل از آیت‌الله خزعلی)
حاج احمد آقا می‌فرمایند: باید در كنار نظام‌مان پشت سر رهبری قرار بگیریم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌های شناخته شده انقلاب كه سالیان سال در زندان‌های سفاك پهلوی به سر برده... هیچ كس حق شكستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه‌ناپذیر انقلاب اسلامی ماست. همه باید به دستور رهبری عمل كنند... ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حركت كنیم. هر چه ایشان گفت، گوش كنیم. اگر روزی حركت ما با حركت ولی نخواند، بدانید كه نقص از ماست... قاطع‌تر پشت رهبری باشیم و نگذاریم رهبرمان احساس تنهایی كنند. همان‌طور كه نگذاشتید امام احساس تنهایی كند. اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هر كس منكر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر كس بگوید كه اطاعت از امام غیر از اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای است، در خط آمریكاست.
من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچك‌ترین قدمی را علیه رهبری و بر خلاف رهبری و حتی بر خلاف میل رهبری بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید كنید، مطمئن باشید كه ما در تمام زمینه‌ها بر آمریكا پیروز می‌شویم... به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم كه همیشه سعی كنند در خط رهبری حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند كه ایشان موفقیت اسلام و نظام كشور را می‌خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‌های گوناگون نشوند كه دشمن در كمین است.
مرحوم حاج احمد آقای خمینی می‌فرمودند: بر خود واجب می‌دانم شهادت دهم زندگی داخلی آیت‌الله خامنه‌ای، نه از باب اینكه رهبر عزیز انقلاب ما به این حرف‌ها نیاز داشته باشند، بلكه وظیفه خود می‌دانم تا این مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم، مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یك نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظم‌له روی موكت زندگی می‌كنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یك فرش مندرس آنجا بود، من از زبری فرش به موكت پناه بردم.
در ملاقاتی كه مقام معظم رهبری با حاج احمدآقای خمینی داشته‌اند، ایشان می‌فرماید: حضرت امام بارها از جناب‌عالی به‌عنوان مجتهدی مسلم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند.


* استعداد مرجعیت

حاج آقای میردامادی، دایی حضرت آقا، نقل می‌كنند: مرحوم آقا سیدهاشم میردامادی، پدربزرگ مادری آقا و مرحوم آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای پدر ایشان عنایت خاصی به حضرت آقا داشته‌اند و بارها می‌فرمودند: علی آقا آینده خوبی دارد. آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری به آقای خامنه‌ای فرموده بود: آقای آقا سیدعلی‌آقا من با این استعدادی كه در شما می‌بینم، شما یا یك مرجع تقلید می‌شوید یا حداقل عالم برجسته خطه خراسان.

* كسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم‌پاى آقا ندیده‌ام

مرحوم بهلول می‌گوید: من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زیادى را دیده‌ام؛ اما كسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم پاى "آقا " ]آیت الله خامنه‌ای [ ندیده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزدیك مى‌بیند، حس مى‌كند كه ذره‌اى میل به دنیا در او وجود ندارد.
واقعاً در این مقطع، من هیچ كس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنیا، مثل او نمى شناسم. آخرین بارى كه در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست كه قبل از انقلاب، یك شب در مسجد طرقبه منبر بودید؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستید از مسجد بیرون بیایید، چون تاریك بود، من آمدم دستتان را بگیرم و كمكتان كنم؛ اما دستتان را كشیدید و گفتید: من چشمانم خوب مى‌بیند؛ تا جایى كه هنوز زیر نور ماه، خاطره مى‌نویسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بینایى تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زیر نور خورشید هم دیگر نمى توانم بنویسم. بعد آقا گفت: اخیراً كمتر به ما سر مى زنید. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ایران هستید؛ من اگر وقت شما را بگیرم، مثل این است كه وقت همه ایرانى ها را گرفته‌ام.


* مرحبا به سیدحسن

قبل از انقلاب، وقتی حضرت آقا جوان بودند، همراه شهید هاشمی‌نژاد سفری به رشت داشتند، در زمان حضورشان در رشت درباره اینكه آیا شخص عالم و عارفی هست كه برای كسب فیض به دیدار ایشان بروند از مردم می‌پرسند. نشانی شخصی به نام آقا سیدصفی را به آقا می‌دهند كه گویا دارای كراماتی بودند. حضرت آقا به همراه شهید هاشمی‌نژاد، قصد دیدار آقا سیدصفی را می‌كنند و به منزل ایشان می‌روند. آقا سیدصفی در حالی كه عده‌ای شیخ و مرید دور ایشان حلقه زده بودند، هنگامی كه چشمشان به حضرت آقا می‌افتد، بلند می‌شوند و با حالت استقبال به طرف آقا می‌آیند و آقا را این‌گونه خطاب می‌كنند كه: مرحبا به سیدحسن، این در حالی بوده كه طرفین همدیگر را نمی‌شناخته و ندیده بودند. آقا می‌فرمایند من سید حسینی هستم نه حسنی، آقا سیدصفی اشاره می‌كنند كه مادر شما سیدحسنی هستند و شما از طرف مادر حسنی هستید. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت می‌شوند و اشاره می‌كنند كه شما در آینده مقامی پیدا می‌كنید كه امور این مملكت تحت امر شماست، حضرت آقا هم می‌پرسند: شما از آینده من گفتید، آینده خودتان را هم دیده‌اید؟ آقا سیدصفی با تأمل و درنگ می‌گوید: من و همسرم یك سال بیشتر زنده نیستیم...
یك‌سال دیگر كه حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند، ماجرای تصادف خونینی را در روزنامه می‌خوانند كه نام آقاسیدصفی نیز در بین كشته‌گان بوده است.(به نقل از حجت‌‌الاسلام و المسلمین كاظم صدیقی)


* رهبر، خود شما

مرحوم حاج احمد آقای خمینی تعریف كرده‌اند: در سال 65، جلسات هفتگی سران قوا در دفاتر یكی از آن‌ها یا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار می‌شد. در یك جلسه‌ای كه در جماران تشكیل شده بود، من، آیت‌الله خامنه‌ای، آقای موسوی‌اردبیلی، آقای میرحسین موسوی، آقای هاشمی رفسنجانی حضور داشتیم. از قرار اتفاق، در همان روز آقای منتظری نیز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقای منتظری ملاقات می‌كرد، بعد از جلسه برافروخته و عصبانی بودند، به‌طوری كه در چهره‌شان مشخص و نمایان بود. در وسط جلسه بودیم كه ناگهان امام بدون در زدن، یك‌دفعه با حال عصبانیت شدید و برافروختگی وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: "من از اول با قائم‌مقامی آقای منتظری مخالف بودم، ایشان به درد رهبری بعد از من نمی‌خورد. " جلسه امام كه تمام شد، همه سران قوا و من، در یك سكوت سنگینی فرو رفتیم و همه متحیر از این جملات بودیم؛ چون سابقه نداشت و حضور غیر منتظره امام هم نشان از اهمیت موضوع بود. بعد از مدتی سكوت، آقای خامنه‌ای شروع به صحبت كردند كه: آقای منتظری شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولانی‌مدت رفتند و... و از آقای منتظری تعریف كردند و در آخر هم آقای خامنه‌ای گفتند كه خُب اگر ایشان نباشد چه كسی باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقای حبیبی دبیر كل مؤتلفه)
امام خمینی بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال 60 كه قبل از ریاست جمهوری حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: "خداوند ذخیره انقلاب را حفظ كرد. " علی‌محمد بشارتی نقل می‌كند: در تابستان سال 58 هنگامی كه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم كه آقای شریعتمداری در مشهد گفته بود: "من بالاخره علیه امام اعلام جنگ می‌كنم. " خدمت امام رسیدیم و ضمن ارائه گزارشی، خبر مذكور را هم گفتند. ایشان سرش پایین بود و گوش می‌داد. این جمله را كه گفتم، سربلند كرد و فرمود: "این‌ها چه می‌گویند؟! پیروزی ما را خدا تضمین كرده است. ما موفق می‌شویم، در اینجا حكومت اسلامی تشكیل می‌دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می‌سپاریم. " پرسیدم: خودتان؟ امام سكوت كردند و جواب ندادند.
حضرت امام می‌فرمایند: یك نفر را مثل آقای خامنه‌ای پیدا بكنید كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و بنای قلبی‌اش بر این باشد كه به این ملت خدمت كند، پیدا نمی‌كنید، ایشان را من سال‌های طولانی می‌شناسم.
حضرت امام خمینی در پیامی به مناسبت ترور آیت‌الله خامنه‌ای نوشتند: اكنون دشمنان انقلاب، با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم(ص) و خاندان حسین بن علی(ع) هستید... عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر كشور، بلكه جهان، جریحه‌دار نمودند... من به شما خامنه‌ای عزیز تبریك می‌گویم كه در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی، سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم...
ادامه دارد ...




نوع مطلب : جرعه ای از خورشید ...، 
برچسب ها : خامنه ای، رهبری،
لینک های مرتبط : آیت‌الله خامنه‌ای از دیدگاه دوست و دشمن 1 ...، آیت‌الله خامنه‌ای از دیدگاه دوست و دشمن 2 ...،
          
دوشنبه 4 مرداد 1389
چهارشنبه 11 مرداد 1396 04:22 ب.ظ
Asking questions are in fact fastidious thing if you are not understanding anything
entirely, however this post offers pleasant understanding yet.
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:55 ق.ظ
It's hard to come by experienced people in this particular topic,
however, you sound like you know what you're talking about!
Thanks
شنبه 7 مرداد 1396 12:07 ق.ظ
I was more than happy to find this great site. I want to to thank you for
ones time for this particularly wonderful read!! I definitely loved every part of it and i also have you saved as a favorite to see
new stuff in your web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی