تبلیغات
๑۩۞۩๑ زندگی زیباست ๑۩۞۩๑ ... - شعر رقص مرگ 1 یوسفعلی میرشکاک ...
๑۩۞۩๑ زندگی زیباست ๑۩۞۩๑ ...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :من...
مطالب اخیر

شعر رقص مرگ رو میرشکاک به مناسبت شهادت سید مرتضی آوینی سروده که در ادامه میخوانید...

 

کیستم من بنده ای از بندگان مرتضی
قطره ای از بحر نا پیدا کران مرتضی
سایه وار افتاده ام بر آستان مرتضی
مدعی هر گز نمی فهمد زبان مرتضی
باطن دین محمد بود جان مرتضی

بر زمین افتاده دیدم آسمان خویش را
رقص مرگ جان و پایان جها ن خویش را
در کف طوفان رها کردم عنان خویش را
تا مگر پیدا کنم نام و نشان خویش را
گم شدم اندر نشان بی نشان مرتضی

 

 

آخرین دژنیز ویران شد کجا پنهان شوم
درکدامین دره ی  تاریک سر گردان شوم
با چه امیدی حریف مرگ در میدان شوم
مردگان را بعد ازو چون بر در فرمان شوم
کیست بردارد درفش کاویان مرتضی


چیست ایمان جز انالحق گفتن رندان مست
کفر چبود دستگاه رستن از بالا و پست
ظاهر مذهب اگر با مذهب ظاهر نشست
باید از ایمان و کفر خویش برداریم دست
همچو خیل دین فروش دشمنان مرتضی


جز منافق را ندیدم منکر مردان مرد
کاه اجمال حصولی کی شناسد کوه درد
درنگنجد در ضمیر صوفی سودا نورد
آنکه سر تا پا حضور آمد به میدان نبرد
در مسلمانی ندیدم همعنان مرتضی


شاه شطرنج سیاست مات خون مرتضاست
درکف جن وملک رایات خون مرتضاست
بر زبان جبرئل آیات خون مرتضاست
نشر دین در انتشار ذات خون مرتضاست
دین ما شد تازه با خون جوان مرتضی 


دین ما گفتم نه دین دین فروشان دغل
بوالحکم کیشان قبض و بسط جهل مستدل
آیت قرآن به لب، تلمود پنهان در بغل
فهم دین مصطفی را جسته مفتاح از هبل
امت بوشسب یعنی منکران مرتضی 


منکران مرتضی تنها نه مولان کرند
این طرف نیز از قفا مشتی جهولان خرند
کز پی قبض مضاعف همچو غولان بردرند
مول عقل بوالفضول و گول زهد ابترند
زین خوارج بود فریاد و فقان مرتضی 


از من بیچاره تا درماندگان جام جم
در جفا با مرتضی پروا نکردیم از ستم
چون علی، او در صمد افتاده و ما در صنم
زین میان، شیر خدا او بود ما شیر الم
بالله ار بودیم جز بار گران مرتضی 


همسری با مرتضی دارند؟ مرد راه کو؟
در میان شاعران یک جان آگاه کو؟
در میان اهل حکمت یک شهادت خواه کو؟
آنکه چون حیدر بگرید نیمه شب در چاه کو؟

گر تویی سام نریمان! نک کمان مرتضی 


ای دریغا مقتدای خویش را نشناختم
والی صاحب ولای خویش را نشناختم
آشنایان! آشنای خویش را نشناختم
فاش می گویم خدای خویشر را نشناختم
گرچه بودم زیر سقف آسمان مرتضی 


 مهدیا! سلام را مغلوب مکر و فن مخواه
بر در و دیوار یزدامن طرح اهریمن مخواه
جان مردان خدا را زیر بار تن مخواه
امت لولاک را محجوب مشتی زن مخواه
یا امانی ده مرا همچون امان مرتضی

 شادی روح سید شهیدان اهل قلم صلوات...

منبع:آوینی دات کام





نوع مطلب : شعریات...، 
برچسب ها : میرشکاک، میر شکاک، رقص مرگ میرشکاک، رقص مرگ میر شکاک، شعر رقص مرگ 1،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 19 فروردین 1390
جمعه 13 مرداد 1396 10:20 ق.ظ
Thanks for the good writeup. It in fact used to be a entertainment
account it. Look complicated to more introduced agreeable from
you! By the way, how can we keep in touch?
چهارشنبه 11 مرداد 1396 04:33 ب.ظ
Very shortly this website will be famous among all blogging and site-building users, due to
it's pleasant articles
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:08 ق.ظ
It's actually a cool and useful piece of info. I'm happy that you shared this useful info with us.

Please stay us up to date like this. Thanks for sharing.
شنبه 7 مرداد 1396 12:13 ق.ظ
I will immediately take hold of your rss as I can not in finding your e-mail subscription link or newsletter service.
Do you have any? Kindly let me know so that I may subscribe.
Thanks.
جمعه 25 فروردین 1396 07:00 ق.ظ
Wow, that's what I was looking for, what a information! existing here at this webpage, thanks admin of
this website.
چهارشنبه 24 فروردین 1390 12:47 ب.ظ
علی درمان هر درد است علی خورشید آسمان پیغمبراست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی